
خدمت شما بازدید کنندگان عزیز باتوجه
به اینکه تمام این اشعار سروده اینجانب
می باشد هرگونه دخل و تصرف بدون
اجازه این حقیر را جایز نمیدانم
و من اله توفیق
سایتهای زیر آماده ثبت نام از شاعران می باشد با
ثبت نام در این سایتها اشعار خود را ثبت نموده
تا مورد دست برد ادبی قرار نگیرد
www.shere yar.org
www.shere no .com
www. shere tak.com
www. shahrshere.com
www.shere nab.com
www.shere parsi.com
با مرام .. نظر نداده نری که .آره دیگه
عزیز به صفحات دیگه سر نزنی .دست خالی میریا. گفته باشم
09191542789 شماره تماس
آدرس وبلاگ دیگر من
در قسمت لینکها ست
لطفا سر بزنید
عزیزان نامه ای به خدا در قسمت نظرات بنویسید می خواهم از دل نوشته هایتان الهام بگیرم
ایمیل اینجانب
gholamhosein13@yahoo.com
بوسه ای داغ بده غرق گناهت گردم
ربنا کشت مرا از می و معشوق بگو
جامه برگیر زقامت که تباهت گردم
انتظار حس غریبی است مرا می شکند
کاش امشب نرسد چشم براهت گردم
انتظار حس غریبی است مرا می شکند
کاش امشب نرسد چشم براهت گردم
انتظار حس غریبی است مرا می شکند
کاش امشب نرسد چشم براهت گردم
مردم چشم مرا شام سیه خواب نکرد
خواب جادوت نما تا که سیاهت گردم
آنقدر سوزش این عشق مرا کاری بوذ
شعله تصدیق نمودست گواهت گردم
حیف خادم که از این عشق تو جان در نبری
خود تو را می کشدو گفت پناهت گردم
با غم ویرانی ای زیبا هم آغوشم نکن
روشنایی می دهم چون شعله با جان سوختن
در میان شعله جا دارم تو خاموشم نکن
مست آن تیغ لبانت گشته این جام لبم
وعده فردانده هرگز خیال خام در گوشم نکن
دودم و میپیچم اندر سوزش درد درون
کام این مسکین برآور تو سیه پوشم نکن
بهر تو ما ترک جان بنموده ایم از ملک تن
هر کجا عشق است آنجا خانه داریم خانه بر دوشم نکن
در میان نبض تو جاری شدیم با هر طپش
این طپشها قیمتی هستند فراموشم نکن
به دشت دلم تو سواره می آیی
پی شکستن قلبم دوباره می آیی
حضور چلچه ها خسته کرده است مرا
خبر شدی که شکستم نظاره می آیی
کسی نیاد دنبال من
که حس پرواز نداره
اسیر زندونی شده
که سلولی باز نداره
تو حبس دیوار تنم
نشد که فریاد بزنم
یه راهرویی روبه فرار
بعید میدونم بکنم
بعید میدونم بکنم
خط خطی درب قفس
دلت فراری زهمس
راه به جایی نداری
بقدر یک پا پیش و پس
اسم تو رو پیشو نیته
حتی دلت زندونیته
بی اعتمادی به رفیق
حتی اونی جون جونیته
خالکوبیه توی چشات
خیره نمیشن تو نگات
انگار که قول دیده باشن
فرارین از پیش پات
تو ذهنته یک درد سر
بهت میگه یالا پسر
حاظری که تو رد بشی
از لا شکاف قفل در
باید که حس بشه غمت
غربت پر پر زدنت
تا که بدونن که کجا
زخمی شده روح و تنت
نوع به نوع پر می شود این جام مرگ
کاش پایان یابد این ناخواسته
می رسد آن روزگاری مرگ شود فرجام مرگ
آنقدر ما و منی ما را به خود مشغول کرد
تا بلغزید پای و افتادیم ما درکام مرگ
خودکشی را بهر ما ممنوع دانستند ولی
کیست تا از راحتی هرگز نگردد خام مرگ
از ازل هرگز نبود تقدیر با ما سازگار
پس همان بهتر که ما باشیم هر یک رام مرگ
میشه من آروم بمونم
میشه تو باشی پیش من
ترانه از تو نخونم
وقتی که بغض آینه
حالتو بدتر میکنه
حسی میاد سراغ من
که چشمامو تر میکنه
پی تو می گردمو من
کوچه نشین غم تو
فکر من این بودهو هست
هیج جا نذارم کم تو
اینجا چقدر شوم شباش
دلت میگیره از هواش
عمرن که با تو اخت بشن
حتی دل کبوتراش
وقتی که آه سرد تو
رو تن پنجره نشست
بهونه واسه سکته شد
بلور قلبمو شکست
بخوای نخوای
همینه هست
حتی تو فکرشم نکن
نمیشه به تو دل نبست
نمیشه به تو دل نبست
خیلی نامردی بی عاطفه
برو
سر به سر این خسته نذار
من بازی عشقو جدی گرفتم
ته چشمام اشکی زیباست
چی شد اون حس قشنگی
که میگتی تو مال ماست
گم شدن معجزه عشق
تن موج تو دل دریاست
راستی با حرف که نمیشه
توی اشکام چیزی پیداست
عشق آسون ستارست
که کنارش توی شبهاست
اونشبا که نیست ستاره
چقدر طفلکی تنهاست
چقدر طفلکی تنهاست
معجزه ها شنیده ام
معجزه ای دگر بکن
عشق مسیح چشم ما
عطر مقدس لبت
پاک نماید از لبم
هرچه گناه کرده است
در پی انتظار تو
صحن کلیسه ام شده
منتظر گذار تو
تا به قدوم مقدمت
وابنهد کشیشها
عیسیه مریمی نشان
منظر چشم عاشقان
ماه هبوط می کند
در خم گیسوان تو
بند صلیب عشق تو
قسمتی از تنم شده
آه که اگر نبود عشق
فایده صلیب چیست
میدان مده بر نفست طغیانگری یاقیست
آیات خدا سر زد سجاده تو را خواند
اكنون همه در راهند جولانگه مشتاقیست
هر آنكه نمی تابد در هنجره آیاتت
محروم زتو لیلا به . این عرصه عشیاقیست
ما راست هزاران سر.هر سر به تو نوعی در
هر درب كه تو بندی یك راه دگر باقیست
خادم نشدم آسان زین درب جدا گردم
این درب مرا خواند تا شاهد ما ساقیست
تا كه لبخند رو لباته
تنها عشقم توی دنیا
دیدنه اون خنده هاته
گفتی دیوونه نمی خوام
این دیوونه چشم براته
خواستی زیبا تو نباشی
آره زیبایی گناته
خاطراتم جون میگیره
تا كه اشك توی چشاته
همه جونمو گرفته
عطریكه تو نفساته
كاشكی این ترانه ای شه
كه هم آغوش لباته
یا سرودی عاشقونه
كه تو خلوته شباته
خودتو گفتی فرشته
مهربونی اشتباته

